آخرین پست سال ۸۷
همه چیز داریم از متن ادبی و شعر و تبریک سال نو...........
يادمان باشد
اگر برفراز دلمان پرواز نكنيم،
وسعت مهرورزي را باور نخواهيم كرد
و زماني كه گذشته را رها نمي كنيم
خود را به آغوش سرد تكرار مي سپاريم
***************************
هر از گاهی توقف در ايستگاه بين راه، فرصت خوبيست براي ديدن مسير طی شده و نگريستن به راهی که پيش روست.
گاهی براي رسيدن بايد نرفت.
******************
این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده .
توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره.
___-----___
وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم
وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم
و تو، آدم سفید
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی
و وقتی می میری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟
******************
بهار بهترین بهانه است برای آغاز و آغاز بهترین بهانه است برای زیستن
بهارتون سبز
نوروزتون مبارک

-
بيایيدخطوط دلمان را كمتر اشغال كنيم شايد خدا پشت خط باشد.
-
انديشيدن به پايان هر چيز ، شيريني حضور را تلخ مي كند. بگذار پايان تو را غافلگير كند،مثل آغاز........
-
اگر خدا آرزويي را در دلت انداخت بدان كه توان رسيدن به آن را در تو ديده است.
-
آنگاه كه ......
آنگاه كه غرور كسي را له مي كني.
آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني.
آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني.
آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري.
آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي.
آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري.
مي خواهم بدانم دستانت رابه سوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني؟
به سوي كدام قبله نماز مي گذاري كه ديگران نگذارند؟
-
روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي.
هفت سین سفره ای است که ایرانیان به هنگام نوروز می گذارند.می توانند هر چیزی با آوای آغازین سین بگذارند که نماد سپنتا است.این سفره در دوران باستان بوده ولی با این تفاوت که در دوران باستان هفت شین بوده. با نام های شهد.شکر.شیرنی.شراب.شببو.شالین.شبدر.بوده است.
اما به دلیل بعضی از موارد در قرن ۳ هجری هفت شین تبدیل به هفت سین شد .در اصل هفت شین بود ولی از از نظر مردم چون میخواستن خوش یمین باشد با سین شروع شود.این سفره نماد دیگری هم دارد مانند:آینه که نماد راستی و نور است.ماهی که نماد زندگی و نیک بختی است.شمع که نماد آتش است.گل که نماد دوستی.و کتاب که نماد دانایی است.
تاریخچه ی اصلی هفت سین در زمان ساسانی بود که در اون دوره قابهای زرین و گرانبهایی از جنس طلا به ایران می آوردند که بعد ها به خاطر کشوری که از آن این ظروف می آمد چینی نامیده شد.در تغییراتی که در آن شد در گویش به صورت سینی بود و در نوشتار صینی بود برای چیدن خوان نوروزی در این دوران از از همین ظروف گرانبها استفاده می کردند.که در داخل این ظرف ها پر نقل و قند و شیرنی می کردند.و به عدد هفت امشاسپند که عبارتند از اردیبهشت.خرداد.مرداد.شهریور.بهمن و اسپند دار و خود اهورا مزدا بر سر خوانهای نوروزی می گذاشتند.و از این رو خوان های نوروزی به نام هفت سینی نام گرفت که بعد ها با حذف (ی) تبدیل به هفت سین امروزی شد.
نماد های هفت سین:
۱:آینه:نماد خوش بینی
۲:ماهی :نماد زایش
۳:شمع:مظهر فروغ و روشنایی
۴:سکه:نشان ثروت و دارندگی
۵:اسپند:به معنای مقدس و دور کننده ی چشم بد
۶:شکر و شیرنی:برای شیرین کامی همیشگی خانواده
۷:نان:نشان برکت و رونق روزی است
۸:سرکه:نماد صبر و شکیبایی
۹:سیر:نماد تندرستی
۱۰:سبزه:نماد نو زایی
۱۱:سماق:مظهر طلوع و آغازی دوباره است
۱۲:سمنو:نماد خیر و برکت
سیب سرخی است
حسرتا مرا که از این سفره سروری نیست
بهاری دیگر در راه است
آری!
اما برای این زمستان ها که گذشت نامی نیست...
.
.
ای کاش به زمانی برگردم که تنها اندوهم ![]()
![]()
شکستن
نوک مدادم بود....
یا اَبَاالحَسن یا عَلیّ بن موسی اَیّها الرّضا یَا بن رسول الله یا حُجّه الله علی خلقه یا سَیدنا و مولینا انّا تَوجّهنا واستَشفعنا و توسلنا بکَ الی الله و قدّمناکَ بینَ یدی حاجاتنا یا وجیه عندالله اشفع لنا عندالله
شرمنده ام که همت آّهو نداشتم ...
عمری گذشت و راه بدین سو نداشتم ...

.
.
"به ارتفاع قله دماوند،اسکناس 5 هزار تومانی،عمراً
.صدها ماشین آخرین مدل،باور نکن
.ده ها سفر خارجی و داخلی،ساده ای" جوان،با هیجان
ایستاده و داره از روی روزنامه فهرست جوایز بانک را در مهمانی خانوادگی می خونه و بقیه تو ذوقش می زنن
و نا امیدش ![]()
می کنن .تصویر کات می خوره به او که با عینک آفتابی
مثل ناشناس وارد بانک می شه تا حساب باز کنه،متصدی ته صف را نشان می ده.در صف،افراد خانواده با عینک آفتابی و لباس مبدل،سرفه کنان به سقف و اطراف نگاه می کنن.ایده و اجرای این تبلیغ خیلی بامزه شده است ،
.
.
.
البته به نظر من و اگه باید به تبلیغی نمره بیست داد می شه این تبلیغ رو انتخاب کرد
نظر شما چیه؟


