زمستان به پایان رسید.
بهار هم به پایان می رسد و من هنوز
مسافر این جاده ام برای آوردن یک کاسه باران
تا بپاشم آب بر جاده غبار آلود ،
برای دیدن آسمان تا بی کرانها.
تا بیابم پرنده مهاجرم را که هنوز بازنگشته .
تا بیایم نشانی از او که نشانه وفای به عهد خداست...
بازم تولد
می دونید اینبار تولد کیه؟ من نه . خواهرم نه بابا ...............
آهان حالا اگه می خواید بدونید تولد کیه بیاین ادامه مطلب تا بهتون بگم.........
ادامه مطلب...
در کنار صخره سنگی
جایی که خاک نیست؛
سبز روییده است گلی کوچک
و آن
دست خط خداست که برایم نوشته بود :
مرا ببین که برای دیدنم خورشید نمی خواهی
مرا بخوان که برای خواندنم شعر نمی خواهی
.
.
.
می خواهم برایش بنویسم :
چه زیبا نوشته ای لطافتت را کنار جان سنگی
قدرتت را در بی کران هستی
و چه عاشقانه
سروده ای بودنت را لابه لای صخره های سنگی...
ممکنه تا چند روز نتونم بیام ... دوستتون دارم![]()
خداوند اجازه می داد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم هرگز به
اندازه ای قوی نمی شدیم که روزی بتوانیم پرواز کنیم.

