دستت را به من بده !
از آتش بگذریم
آنان که سوختند همه تنها بودند ...
درویش و خواجه
درويشي بي سروپا خواجه اي را گفت:«اگر من بر در سراي تو بميرم با من چه ميکني؟» گفت:«ترا کفن کنم و به گور بسپارم.»
درويش گفت:«امروز زندگي مرا پيراهني پوشان و چون بميرم بي کفن برخاک بسپار.» خواجه خنديد و او را پيراهني بخشيد.
فوت فرزند
معلّمي را پسر بيمار شد و مشرف بر موت گشت. گفت:«غسال بياوريد تا پسرم را شويد.» گفتند:«هنوز نمرده است.» گفت:«باکي نيست تا آن زمان که از غسل او فارغ شويم خواهد مرد.»
خوردن خرما
ديوانه اي را در بصره ديدند که خرما را با دانه مي خورد.
گفتند:«چرا چنين مي کني؟»
گفت:«خرمافروش، خرما را با هسته به من فروخته است.»
|
موادلازم
۶۵۰ گرم گوشت گوسفند استيكي (فيله)
دو قاشق سوپخوري آب ليمو
دو حبه سير، كوبيده
دو قاشق سوپخوري گشنيز تازه خردشده
دو قاشق سوپخوري روغن مايع
دو عدد پياز متوسط خلال شده
سه عدد فلفل دلمه اي زرد، قرمز و سبز، خردشده
يك دوم پيمانه سس گوجه فرنگي
نان پيتا يا لواش
گوشت را به صورت نوارهاي باريك خرد كنيد و سپس آن را با آب ليمو، سير و گشنيز در ظرف گود مناسبي مخلوط كرده روي آن را ببنديد و به مدت ۱۰ دقيقه در يخچال بگذاريد. روغن را در تابه نچسبي ريخته، داغ كنيد. پياز و فلفل دلمه اي ها را در تابه ريخته، تفت دهيد تا نرم شوند. پياز و فلفل را از تابه خارج كنيد و گوشت را در همان تابه ريخته و سرخ كنيد تا خوب برشته شوند. چهار عدد نان پيتا را آماده كنيد و يا چهار دايره به قطر
۲۴ سانتي متر از نان لواش بريده و در هر يك مقداري گوشت، كمي از مخلوط پياز و فلفل و مقداري سس گوجه فرنگي بريزيد و آن را به صورت ساندويچ لوله كنيد.
چه سرنوشت غم انگیزی
که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت
ولی به فکر پریدن بود
...

شما مي تونيد پيشنهاد بدين كه مثلا ازچي خوبه شروع كنم
پس منتظر مي مونم تا بعد
![]()
تو مرا می فهمی
من تو را می خواهم
و همین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا می خوانی
و من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی
تا ابد در دل من می مانی

یادت نرود
دستهایت را برایم بفرست
و دستمالی سفید و خیس
می دانم با رفتن تو
دوباره تب خواهم کرد
گفتم برمی گردی
باور نکردی
و اضطراب را از گوشه لبانم چیدی
و من چه سردم بود
با آنکه اصلا باد نمی آمد
راستی چرا سوت قطار را نشنیدم؟!
با آنکه به رنگ چشمانم بود.
وقتی گم می شدی
چون کودکی من در باد.
دیریست از این ریل های متروک
دست و سلام و بوسه ای نمی گذرد
و تو هنوز دستهایت را برایم نفرستاده ای
و دستهای من در امتداد خطوطی موازی
می دود و ذوب می شود
و می دانم
بعد از این شعر
دوباره تب خواهم کرد.
ميگي عاشق باروني ولي وقتي بارون مياد چتر ميگيري......
ميگي عاشق برفي ولي از يک گلوله برف ميترسي ......
ميگي عاشق پرنده هايي ولي اونا رو ميندازي تو قفس.....
ميگي عاشق گلهايي ولي اونها رو از شاخه ميکني....
اونوقت انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقتم.......!!!!!!
هنوز به تو می اندیشم
زمان هرکز نخواهد توانست با دستان بی رحمش
میان من و تو
فاصله بیاندازد.
هنوز هم به تو می اندیشم.
تو برای من
بیش از یک هستی
تمام اعداد در تو خلاصه می شود.
به تو می اندیشم.
و آن روز دلم شکست...
می دونی دوسش داشتم
ولی دلمو شکست!
منم به تلافی اون،
دل یکی دیگه رو شکستم!!
و اونم به انتقام از من
دل یکی دیگه رو!!!
و این دل شکستنا اونقدر ادامه پیدا کرده
که دنیامون پر شده از آدمای دل شکسته!!!!
به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار می کنی
امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن
به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی
امروز با تبسمی مختصر شادم کن
به جای متن های تسلیت گویی که فردا در روزنامه برایم می نویسی
امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن
من امروز به تو نیاز دارم نه فردا

يه بوس آبدار
چطوره؟
اي انسان!
اگر نمي تواني اقيانوس باشي دريا باش اگر نه رودخانه باش و اگر نمي تواني رودخانه باشي نهري كوچك ياش اما هيچ گاه مرداب نباش.
نهري باش جاري زلال و مهربان و با جوشش زيبايت زندگي را به همه هديه كن چون وقتي حركت مي كني هم زنده اي و هم به ديگران زندگي مي دهي. پس جاري شو و بدان خدا در همه حال با توست موفق باش و جاري.
يادمان باشد اگر شاخه گلی را چيديم
وقت پرپر شدنش سوز و نوايی نکنيم
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايی نکنيم
يادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعايی نکنيم
طلب عشق ز هر بی سرو پايی نکنيم
ارزش يك كلام پر از محبت رو وقتي مي فهمي كه لبخند رو روي لباي عزيزانت تماشا كني .
وقتي كه آستين بالابزني و يك بار يك سنگيني رو از رو دوش خسته يك مهربون برداري تشكر ساده و بي رياش مي ارزه به همه دنيا.
وقتي تنها معتمد واسه دلت مهربوني يه آشناست احساساتت رو بهترين مشاور دنيا مي دوني.
وقتي قرار راز دوست داشتن رو بنويسي بهترين كلمات دنيا روكمترين معنا واسه توصيف محبت ودوست داشتن.
پيشاپيش روز پدر و تبريك مي گم.
عيدتون مبارك
غمگين كه مي شوي
و دلت كه مي گريد
با عطر هاي تنهايي
و ميدان هاي همهمه
عطر كدام گل
تو را به گريه مي خواند؟
· فرصت چمدانش را جمع كرد و از دست رفت!
· مرغ تب داشت وقتي روي تخم مرغ ها خوابيد به جاي جوجه نيمرو درآمد!
· دل به دريا زد دلش تنگ شد!
· جغد عينك آفتابي زد و به تماشاي روز نشست!
· خورشيد وقت رفتن خون مي گريست!
فکر می کنید به چی فکر می کنه؟
دستت رو مشت كن و اندازه قلبت و ببين
خيلي كوچيكه,نه؟
اما چه توقع ها كه نداره!!!
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان ميروم و انگشتانم را
بر پوست كشيدهي شب ميكشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردنيست
يك دوست معمولي هيچگاه نمي تواند گريه تو را ببيند.
يك دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر مي شود.
دوست معمولي اسم كوچك والدين تو را نمي داند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي داشته باشد.
دوست معمولي يك جعبه شكلات براي مهماني تو مي آ ورد.
دوست واقعي زودتر به كمك تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز كردن ميماند.
دوست معمولي مي پندارد كه دوستي شما بعد از يك مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي مي داند كه بعد از يك مرافعه دوستي شما محكمتر مي شود.
دوست واقعي كسي است كه وقتي همه تو را ترك كرده اند با تو ميماند.
پس از دیدار تو همواره شادمان بوده ام ولی دائم در نگرانی
نگران اینکه شاید از من ناامید شوی
نگران اینکه دوستیمان به پایان برسد
نگران اینکه از بودن با من شاد نباشی
نگران اینکه شاید برای تو اتفاقی بیفتد
عاشق تو شده ام و شاید نگرانی فراوان من بخاطر عشق من به توست
از سوسک میترسیم از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم !
از عنکبوت میترسیم از این که تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمیترسیم !
از خفاش شب میترسیم از شبی که افکارمون خفاشی میشه نمیترسیم !
از خوب سرخ نشدن سبزی قورمه میترسیم از سرخ کردن آدما از خجالت نمیترسیم !
از دیر جوش اومدن آب برای چای میترسیم از جوش آوردن خون آدما نمیترسیم !
از لولو خور خوره های تو فیلم ها میترسیم از هیولای نفس نمیترسیم !
از تاریکی میترسیم از خاموش کردن آخرین شمع تو تاریکی نمیترسیم !
از گم کردن سکه هامون میترسیم از یه سکه پول کردن دیگران نمیترسیم !
از سرماخوردگی میترسیم از سر خورده کردن دوستامون نمیترسیم !
از شکستن لیوان میترسیم از شکستن دل آدما نمیترسیم!
بدون شرح!!!!

خوشبختي يعني ديدن حرف هاي پشت سكوت خاموش كردن شمع غرور بافوت.خوشبختي يعني ديدن نقاش بال شاپرك خوندن آرزوها تو دست قاصدك
خوشبختي يعني سفر پشت پرچين خيال ديدن چشماي تر خوشبختي يعني شنيدن اسم يه دوست از لب باد وقتي كه دوري اونو برده زيادچه خوبه دل به دريا بزني اگه دل دريايي باشه مي بردت اونجا كه خوشبختي باشه اگه دل دريايي باشه مي بردت اونجا كه خوشبختي باشه.
- زندگي يعني عشق يعني فرو رفتن در آبي كه نمي دوني عمق آن چقدر است.
- افسوس كه بايگاني ذهن ما ثبت لحظه هاي نا گوار را خيلي بهتراز لحظات خوش انجام مي دهد.
- نگاه زبان مخصوصي است كه هيچ گاه نياز به مترجم ندارد.

